21 مطر / فلسطین درون

فلسطین درون

من فلسطین را از بیرون جز از مرزهای شرقی‌اش، یعنی مرزهای زمینی اردن، دیده‌ام و بافت تاریخی، جغرافیایی و سیاسی موضوع فلسطین بارها و بارها از زوایای مختلف مرور کرده‌ام. به ذهنم رسید برایتان بنویسم فلسطین در ذهن من چرا همچنان مهم است:

۱- اسرائیل یکی از پیش‌رفته‌ترین حکومت‌های جهان است. به اصطلاح های‌تک است. به عنوان یک ویژگی نمادین، همه‌ی سی.پی.یوهای جهان اختصاصا در اسرائیل تولید می‌شوند. اسرائیل مهد صنایع راهبردی کشاورزی مثل بذرها و جانواران اصلاح‌نژادشده به‌شمار می‌رود. کشاورزی، صنعت و آکادمی در اسرائیل، در خاورمیانه بی‌نظیر و در جهان کم‌نظیر است و گاهی به آمریکا تنه می‌زند. وقتی در مرزهای فلسطین قدم می‌زنید، این با چشم دیده می‌شود. تا پشت مرز، بیابان و آشفتگی است و از مرز به بعد، بهشت برین. بهشت انسان روی زمین، سرزمین شیر و عسل، اسرائیل. حالا نوار غزه را در نظر بگیرید. پرتراکم‌ترین نقطه‌ی جهان حتی پرتراکم‌تر از مصب رود گنگ در بنگلادش. مردمانی که ۸۰٪شان بی‌کارند و به حتی به درد خودشان نمی‌خورند تا چه رسد به درد جهان. شغل اصلی اغلب مردمانی که تا شعاع ۵۰۰ کیلومتری اسرائیل در مصر و اردن و لبنان و فلسطین و عراق زندگی می‌کنند قلیان کشیدن و قهوه خوردن و سیگار کشیدن است. زن و مرد هم ندارد. جنگ‌طلبی اسرائیل یک دلیل ساده دارد: جهان برای مردمان مفت‌خور به‌دردنخور جایی ندارد. اسرائیل جوهره و غایت و بهشت دنیای مدرن است. دنیای قدرت، تکنولوژی، علم، غلبه و نظم. بهشتی که انسان‌های زیر حد نصاب در آن جایی ندارند و فلسطینی‌ها قطعا زیر حد نصاب هستند. فلسطین با این نگاه، آزمایشگاه تمدن بشری است. می‌خواهیم جهان را چه‌طور پیش ببریم؟ با پرستش قدرت، تکنولوژی، علم، غلبه و نظم؟ نتیجه‌اش می‌شود فلسطین. کار به جایی می‌رسد که مجبور می‌شوید ۷۰۰ کیلومتر دیوار بتنی ۱۵ متری بکشید میان انسان‌های به‌دردبخور و به‌دردنخور. درست مثل همان رفتاری که یکی از کشورهای بزرگ همسایه‌ی افغانستان انجام می‌دهد. مهاجران افغانستانی را به قفس می‌اندازد و در مرزهای دو کشور دیوارهای هوشمند می‌کشد.

۲- آیا طبیعت با ما تکلم نمی‌کند؟ آیا می‌توانیم روی دهان خدا چسب بزنیم؟ آیا ما می‌توانیم از فردا در جهان قرارداد کنیم به آب‌پرتقال بگوییم آب‌هندوانه؟ آیا ما می‌توانیم اندام‌های جنسی مذکر و مؤنث را نادیده بگیریم و بگوییم مرد می‌تواند جفت مرد و زن جفت زن باشد؟ جواب جهان به همه‌ی سؤال‌های قبلی مثبت است. جهان مدرن قائل به حقوق وضعی است، نه حقوق طبیعی. هر چیزی اگر قانون شود باید محترم شمرده شود. آیا ما می‌توانیم یک‌شبه یک کشور تازه قرارداد کنیم به نام اسرائیل و از فردا بگوییم قانون، این کشور را به رسمیت شناخته است؟ جواب جهان مثبت است. این‌جا نیز کشور قانونی اسرائیل یک مصداق فاحش از جهان متجدد است. فلسطین با این نگاه، آزمایشگاه تمدن بشری است. می‌خواهیم جهان را چه‌طور پیش ببریم؟ با حقوق وضعی؟ با قوانین قراردادی؟ نتیجه‌اش می‌شود فلسطین. کشوری که توسط ۱۳۵ کشور عضو سازمان ملل به رسمیت شناخته نمی‌شود! یک‌شبه قرارداد کردند فلسطین نباشد.

۳- جنگل‌های یک کشور متعلق به چه کسی هستند؟ چه کسی باید هزینه‌های هنگفت ساخت فرودگاه بین المللی پایتخت یک کشور را متقبل شود؟ چاه نفت به آن عظمت، مال کیست؟ فرض کنیم با هزار زحمت بالاخره ثابت کردیم مالک خصوصی ندارد و مال ملت است، بعدش چه؟ می‌فروشیم پولش را میان ملت قسمت می‌کنیم؟ می‌دهیم دست حکومت که بریزد در حلق کارمندان پایتخت‌نشینش؟ اصلا بیایید یک فرض محال کنیم. اگر همه‌ی مردم ایران، تک تک خانه‌هایشان را به یک نفر به نام آقای فلانی بفروشند، آیا کشور ایران مال آقای فلانی می‌شود؟ نسبت حوزه‌ی خصوصی با حوزه‌ی عمومی چیست؟ رودربایستی که نداریم، در اسلام، حوزه‌ی عمومی در هر دو بعد اقتصادی و سیاسی‌اش تقریبا به‌طور کامل نیاندیشیده‌شده است و هر چه امروز در حال اجراست، سلیقه‌ی علمای همین یک قرن اخیر است. مفهوم حوزه‌ی عمومی، در یک قرن اخیر دچار یک جهش عظیم شد و اندیشه‌ی اسلامی هنوز پشت این دره‌ی هولناک مانده است. صد سال پیش خاک فرع بر نفس بود و امروز تقریبا به‌طور کامل نفوس فرع بر خاک هستند. دولت کشورهای مسلمان همسایه‌ی فلسطین در قبال آن مسلمانی که از بخت بد، بیست کیلومتر آن‌سوتر به دنیا آمده و به جای اردنی یا لبنانی، فلسطینی شده است، چه وظیفه‌ای دارند؟ سهم آن شیعه‌ای که با خطای چند ده کیلومتر به‌جای اهواز در بصره به‌دنیا آمده از چاه‌های نفت ایران چیست؟ عاقلانه است که سهم او از سهم تهرانی‌ها با هزاران کیلومتر فاصله کم‌تر باشد؟ آیا همه‌ی کشورهای اسلامی حق دارند پشت مرزهای خود بمانند؟ فلسطین با این نگاه، آزمایشگاه حوزه‌ی عمومی برای اسلام‌گرایان نیز هست. می‌خواهیم حوزه‌ی عمومی‌مان را چطور بنا کنیم؟ مرز یعنی چه؟ آیا همچنان می‌خواهیم پول نفت را بریزیم در حلق تهرانی‌ها و اهوازی‌ها از آن بی‌بهره باشد تا چه رسد به بصره‌ای‌ها؟ آیا اردن همچنان می‌خواهد در مرزهای فلسطین تانک مستقر کرده باشد اما لوله‌های تانک به سمت داخل باشد؟ آیا مصر می‌خواهد همچنان بر اساس معاهده‌ی کمپ دیوید برای حضور نظامی در سینا مجبور باشد از فرماندهی ارتش اسرائیل اجازه بگیرد؟ مرز چیست؟ خاک چیست و متعلق به کیست؟ حکومت چیست و متعلق به کیست؟ منابع عمومی شامل چه مواردی است و متعلق به کیست؟

نبرد فلسطین، نبرد ماست با ابهامات و عقب‌ماندگی خودمان و امیدوارم روزی بتوانیم در این نبرد پیروز شویم.